دکترای روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، گروه روابط بینالملل
چکیده
تغییر اقلیم بهعنوان یکی از مهمترین بحرانهای جهانی در قرن بیست و یکم ابعاد گوناگون زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی را در بر گرفته و ضرورت بازاندیشی در الگوهای حکمرانی و مدیریت بحران را برای دولتها به همراه داشته است. در این چارچوب نحوه مدیریت و سیاستگذاری دولتها در مواجهه با پیامدهای این پدیده نقش تعیینکنندهای در کنترل و کاهش آثار آن دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه الگوهای مدیریت بحران تغییر اقلیم در دو قدرت مهم جهانی یعنی روسیه و چین انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که چرا این دو کشور با وجود مواجهه با چالش مشترک تغییر اقلیم رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردهاند. فرضیه بر این مبنا استوار است که تفاوت در ادراک تهدید، میزان آسیبپذیری زیستمحیطی، ساختار اقتصادی و محاسبات راهبردی بر نحوه مدیریت و سیاستگذاری اقلیمی این دو کشور اثرگذار بوده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای و اسنادی است. یافتهها نشان میدهد که چین به دلیل آسیبپذیری بالاتر در برابر پیامدهای اقلیمی و نیز ضرورت رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی الگوی مدیریت فعال بحران را از طریق اصلاحات نهادی، تدوین سیاستهای کاهش انتشار، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و مشارکت گستردهتر در رژیمهای بینالمللی اقلیمی دنبال کرده است. در مقابل روسیه به دلیل وابستگی اقتصاد خود به سوختهای فسیلی و همچنین برداشت متفاوت از پیامدهای تغییر اقلیم، رویکردی محتاطانهتر و محدودتر در مدیریت این بحران اتخاذ کرده است. در مجموع نتایج پژوهش نشان میدهد که ادراک تهدید و ساختار منافع ملی نقش اساسی در شکلدهی به الگوهای مدیریت سیاسی بحران اقلیم در این دو کشور دارد.