دانشگاه علوم تحقیقات دانشکده الهیات ، حقوق و علوم سیاسی
چکیده
امروزه حکمرانی تنظیم روابط کار و عملیاتی نمودن الگوی سهجانبهگرایی بهعنوان یکی از سیاستهای راهبردی سازمان بینالمللی کار در نهادینهسازی تعاملات میان بخش دولتی، خصوصی و جامعه مدنی نقشی برجسته دارد. این پژوهش با تمرکز بر متغیرهای همسو، ترکیب الگوی حکمرانی تنظیمی و نظریه کثرتگرایی را برای تعمیق سهجانبهگرایی و تنظیم روابط کار مورد توجه قرار میدهد. ویژگی اساسی کثرتگرایی اعتقاد به تنوع و تفاوت در دولت مدرن بهگونهای است که پیچیدگی دولت مدرن مانع انحصار یک گروه بر فرایند سیاستگذاری میشود. بر اساس این نظریه قدرت امری غیرانباشتی و پراکنده است و دولت بهجای تسلط بر جامعه در راستای منافع خاص باید به تنظیم و کنترل ستیزهای اقتصادی و اجتماعی بپردازد. حکمرانی تنظیمی سیاستهایی برای بهبود امر مقرراتگذاری است و الگویی تعاملی برای توسعه پایدار انسانی محسوب میشود که بر مشارکت دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی و بهرهگیری از ظرفیتهای آنان استوار است. حکمرانی تنظیم روابط کار نیز بر تعامل سودمند سه ضلع کارگر، کارفرما و دولت تأکید دارد که در پرتو مصوبات و استانداردهای سازمان بینالمللی کار میتواند به کاهش منازعات و تلطیف روابط میان طرفین منجر شود. بر این اساس فرضیه پژوهش چنین است: حکمرانی تنظیم روابط کار در نضج و تعمیق سهجانبهگرایی تأثیرگذار است و نظریه کثرتگرایی، نظریهای مناسب برای حکمرانی تنظیم روابط کار و سهجانبهگرایی است. روش تحقیق این نوشتار توصیفی-تحلیلی است. این رویکرد با تأکید بر مشارکت، عدم انحصار، توزیع قدرت و تنظیم تعارض منافع، زمینه تقویت گفتوگوی اجتماعی و همکاری میان شرکای اجتماعی در سطح نهادی و اجتماعی را فراهم میکند