با وجود تأکید ادبیات بازاریابی سیاسی بر نقش آگاهی و رفتار فعال رأیدهندگان، مدیریت دانش انتخاباتی رأیدهندگان بهمثابه مصرفکننده کمتر بهعنون سازهای مستقل و چندبعدی مفهومپردازی شده است. پراکندگی مطالعات در حوزههای مربوطه ضرورت تدوین چارچوبی منسجم را آشکار میسازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و دستهبندی مؤلفههای این سازه و ارائه چارچوب مفهومی آن انجام شد. این مطالعه از نظر هدف توسعهای و از نظر رویکرد اکتشافی است که با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) مبتنی بر مرور نظاممند ادبیات صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل مقالات علمی پایگاههای وی آف ساینس، اسکوپوس، گوگل اسکولار، مگیران، نورمگز و سید بود که پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۴۹ مقاله از بین 80 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. روایی یافتهها از طریق بازبینی خبرگان و پایایی کدگذاری با سنجش پایایی بازآزمون (توافق 86.8، ضریب کاپا ۰.۷۷) و توافق بینکدگذاران (ضریب کاپا ۰.۸۲) تأیید گردید. یافتهها به استخراج ۳ مضمون اصلی و ۱۵ مضمون فرعی انجامید: ۱. آگاهی سیاسی» (شامل سطح دانش عمومی، آگاهی از نامزدها، درک مفاهیم جاری، دنبال کردن اخبار و مشارکت در گفتوگوها)؛ ۲. «بهبود تصمیمگیری» (ارزیابی عقلایی نامزدها، استفاده از منابع اطلاعاتی، اعتماد به مدیریت دانش، نقش مشاوران و شبکه اجتماعی)؛ ۳. «ارتقای مشارکت سیاسی» (مشارکت در انتخابات، انگیزهها، تعامل با نامزدها، احساس وظیفه اجتماعی و تأثیر تبلیغات). بر این اساس مدیریت دانش انتخاباتی فراتر از دسترسی صرف به اطلاعات، فرایندی جامع از کسب، پردازش و تحلیل دانش برای ارتقای تصمیمگیری آگاهانه و تسهیل مشارکت مؤثر رأیدهندگان است که میتواند مبنای پژوهشها و سیاستگذاریهای آتی قرار گیرد.